شک کرده ام به ماه
آن آهويي که درونم خزيده بود
کز کرده گوشه ي کاغذ، آرام مي گريست
آه از نهاد ماه بر آمد
اشکي به گوشه ي چشمي
دردي به وسعت يک قلب
او رفت و بعد از اين
هر شب در انتظار
طوفانِ يک سکوت را
فرياد مي کشم.
محمد فلاح نيا
31 تير ماه
1392
(براي ر.م.ن)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر