۱۳۹۰ دی ۹, جمعه

انکار نمی کنم...

نه انکار نمی کنم شکنجه یِ بی پايانم را

انکار نمی کنم جهنمی را که با شعله هایِ بود و نبودِ تو می سوزد.

فرشته یِ عذاب و شادیِ توامانم،

انکار نمی کنم که هر چه قدر هم جهان سيلی ام بزند،

باز هم سيلِ اشک هايم رو به سمت و سویِ خانه یِ توست!

انکار نمی کنم،

نه انکار نمی کنم عزيزم که ديوانه ام

دارالمجانين جوابم کرده است

و هرکجا که سر می گذارم،

جنگلِ آرامشِ آغوشِ تو نمی شود برایِ من!

انکار نمی کنم که ديگر کاری با شب و روزِ دنيا ندارم

نه، کاری ندارم به جز:

ستايشِ خنده هایِ تو ...

محمد فلاح نيا

9 دی ماه 1390

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر