برای عقرب
های عاشق
مي روم پشت شاخه
هاي گيلاس پنهان مي شوم
تا تو شاد تر
از هميشه
بلند تر از هميشه
آن قدر بخندي
که دنيا را شير و شکر بر دارد.
حلواست آن لب
و دندان
حواي آدمي پرور
است.
تو چيزي نگو
تو نگو که دوستم
نداري
تو فقط به من
به عشق من
به دنياي من
بخند
بخند تا ستاره
ها آسمان کوير را پر کنند
و زير رمل ها،
عقرب هاي عاشق لب هاي هم را ببوسند...
محمد فلاح نيا...
13 تير 1393
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر