۱۳۹۳ فروردین ۱۴, پنجشنبه

برای شن های دريایِ مديترانه




 من بايد می نوشتم از نبودن هايت
از تمام دوری ها
و تمام سيزده هايي که بی تو در به در شدم
من بايد می نوشتم که نبودنت آسان نبود، نيست
درست مثل دوست داشتنت
درست مثل تمامِ وقت هايي که تنها می شوم
و شهر را باران می برد
و شعر های حافظ از چشم هايم می چکد
من بايد می نوشتم که تو را دوست دارم
و دوری ات شعری است روی منقار کلاغ ها وقتی که آسمان کوير را پرواز می کنند
من سال هاست شعری نگفته ام،
عهد کرده بودم که ديگر دروغ نگويم
حالا تو آمده ای زيبا ترين دورغِ زندگی ام
که هيچ شعری به قامتت اندازه نمی شود
پس بی شعر، بی وزن و قافيه
 دريا، کوير و آسمان من باش
تا در تو پربگيرم، برقصم و ديگر هيچ:
آبیِ آب ها را بميرم.

محمد فلاح نيا، نوروز1393

-----------

·       ترجمه عربی :
الي رمال شواطي البحر المتوسط
کان يجب اکتب عن غيابک
من کل بعدک وفراقک
ومن کل الاعياد التي مرت ..وکنت ضايع  بدونک
کان يجب اکتب غيابک صعب ولا کان من السهل ولا يکون
حبک مثل بعدک ابدا ليس سهل ..
مثل کل الاوقات التي کنت وحيدا في غيابک
وکان المطر يغرق المدينه
واشعار حافظ کانت کل الدموع  تتساقط من عيوني

کان يجب..  اکتب....  اني احبک
 بعدک شعر ..صوت  شوم علي منقار الغراب حين ما يحلق في سماء الصحراء
انا لن اکتب شعر من سنين طوال..
قسمت اني لم اکذب
الحين انت اتيت يا اجمل کذبه في حياتي
لن استطيع ان اوصفک في اي شعر
 بدون اي شعر .. من غير اوزان وقوافي
کون البحر و الصحراء وسمائي ..
حتي فيک ارقص واطير ولا شي اخر:
اموت وغرق فيک...

شاعر: محمد فلاح نيا
مترجم: حيدر سواعدی








هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر